
گفتم: با اين همه گناه... آخر چه كاري ميتوانم بكنم؟ گفت: "الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده" مگر نميدانيد خداست كه توبه را از بندههايش قبول ميكند؟! (توبه/104)گفتم: يعني اگر باز هم بيایم؟ بازهم مرا ميبخشي؟ گفت: "و من يغفر الذنوب الا الله" [چرا كه نه!] به جز خدا كيه كه گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱35)
گفتم: انگار، مرا فراموش كرده اي! گفت: "فاذكروني اذكركم" منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم كوچك است... يك اشاره كني تمامه! گفت: "عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم" شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: چقدر احساس تنهايي ميكنم؛ گفت: "فاني قريب" من كه نزديكم (بقره/186)
ناخواسته گفتم: "الهي و ربي من لي غيرك" اي خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو كه را دارم؟ گفت: "اليس الله بكاف عبده" خدا براي بندهاش كافي نيست؟ (زمر/36)
گفتم: هيچ كسي نميداند تو دلم چه ميگذرد گفت: "ان الله يحول بين المرء و قلبه" خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) گفتم: غير از تو كسي را ندارم گفت: "نحن اقرب اليه من حبل الوريد" ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم (ق/16)
:: بازدید از این مطلب : 640
|
امتیاز مطلب : 248
|
تعداد امتیازدهندگان : 55
|
مجموع امتیاز : 55